تولد مامانی
پسرک عزیزم آخرین روزهای سال ٩٠ یعنی ٢٨ اسفند ماه ،سالروز تولد مامان لیلا است و امسال اولین سالی است که فرشته آسمانی و بهترین هدیه زندگیمون در کنار ماست امسال بابایی تصمیم گرفته بود برا تولدم یه جشن خوب بگیره تا هم تولد رو جشن بگیریم و هم جشنی برا آغاز سال جدید باشه ولی به خاطر فوت آبا نشد و ما این مراسم رو خیلی خیلی ساده برگزار کردیم . عصری بابایی اومد خونه و گفت ببریم آروین رو بذاریم خونه مامان جون اینا و بریم بیرون منم موافقت کردم چون پسر کوچولوی ناز من سرما خورده و نمیشد ببریمش بیرون.بعد بابایی منو برد بازار و کادو تولدم رو گرفت و از طرف تو پسر نازم هم یه بلوز خوشگل خرید و در آخر سر هم یه کیک خوشمزه که بردیم خونه...
نویسنده :
لیلا و علی
0:58










